Psychology workshop



5 یافته کلیدی در مورد محدودیت های جهانی دین
 

مرکز تحقیقات پیو از سال 2007 داده های مربوط به محدودیت های مذهبی در نزدیک به 200 کشور و سرزمین را ردیابی کرده و مجموعه ای از گزارش ها را تهیه کرده است که خصومت های اجتماعی مربوط به دین و محدودیت های دولت در مورد دین را تحلیل می کند.

در اینجا یافته های کلیدی آخرین گزارش، که داده ها را تا سال 2013 به روز می کند ، آورده شده است:

1پس از افزایش مداوم در سال های اخیر ، خصومت های اجتماعی - آنچه توسط افراد یا گروه هایی در جامعه انجام می شود - بین سال های 2012 و 2013 تا حدودی کاهش یافته است . اندکی بیش از یک چهارم کشورهای جهان (27٪) در سال 2013 میزان خصومت های مربوط به دین و مذهب توسط افراد یا گروه های اجتماعی را بسیار زیاد یا بسیار زیاد تجربه کرده اند ، در حالی که این میزان در سال 2012 از 33٪ کاهش داشته است. در همین حال ، محدودیت های اعمال شده توسط دین توسط دولت ها نسبتاً محدود بود بین سال 2012 (زمانی که 29٪ کشورها محدودیت های بسیار زیاد یا بسیار زیادی داشتند) و 2013 (27٪) ثابت بود.

2آزار و اذیت یهودیان در سراسر جهانبرخی گروههای مذهبی بعنوان اهداف خاص محدودیت ها و خصومت ها برجسته هستند. به عنوان مثال ، تعداد کشورهایی که در آن یهودیان مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند ، به طور چشمگیری افزایش یافته است. یهودیان ، که فقط 0.2٪ از کل جمعیت جهان را تشکیل می دهند ، در 77 کشور در سال 2013 مورد آزار و اذیت دولت ها یا گروه های اجتماعی قرار گرفتند ، در حالی که 71 نفر در سال 2012 و 51 نفر در سال 2007 بودند. مانند سال های گذشته ، دو گروه بزرگ مذهبی جهان با آزار و اذیت در بیشترین تعداد کشورها: مسیحیان در 102 کشور و مسلمانان در 99 کشور مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

3اگرچه سطح متوسط ​​محدودیت های دولت و خصومت های اجتماعی درگیر با مذهب در سال 2013 در بین 20 کشور در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تا حدودی کاهش یافته است ، خاورمیانه پر سر و صدا - جایی که مسیحیت ، یهودیت و اسلام از آنجا پدید آمده است - هنوز به عنوان منطقه جهان با بالاترین سطح محدودیت در دین . سوریه در بحبوحه یک جنگ داخلی و مصر که رهبر اخوان المسلمین خود را از قدرت در سال 2013 برکنار کردند ، هر دو سطح بسیار بالایی از محدودیت های دولت و خصومت های اجتماعی راجع به دین را تجربه کردند. اسرائیل ، سرزمین های فلسطین ، عراق و عربستان سعودی همه در یکی از این دو دسته محدودیت های بسیار بالایی داشتند.

4محدودیت هایی که اقلیت های مذهبی را هدف قرار می دهدبیش از سه چهارم مردم جهان - 77٪ - در کشورهایی زندگی می کنند که نوعی محدودیت های مذهبی (مربوط به دولت یا گروه های اجتماعی) یا زیاد یا بسیار زیاد است . این واقعیت بیانگر این واقعیت است که برخی از کشورها با محدودیت های شدید مذهبی جزو پرجمعیت ترین کشورهای جهان هستند. به طور قابل توجهی ، چین محدودیت های بسیار زیادی در مورد مذهب از طرف دولت دارد و هند در سال 2013 میزان بسیار زیادی از خصومت های اجتماعی مربوط به مذهب را در مرزهای خود مشاهده کرد.

5گزارش جدید علاوه بر بررسی گسترده محدودیت های مذهبی ، به طور جداگانه چندین نوع محدودیت را که به طور خاص اقلیت های مذهبی را هدف قرار می دهد ، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. نتیجه گیری؟ موانع اقلیت های مذهبی معمولاً به تنهایی وجود ندارد ، اما بیشتر اوقات بخشی از مجموعه محدودیت های وسیع دین است. به عنوان مثال ، از 59 کشوری که دولت به طور خاص اقلیت های مذهبی را هدف قرار می دهد ، 43 کشور نیز دارای محدودیت های کلی یا بسیار زیاد دولتی در مورد دین هستند.

 

 

 

 

 

 

منبع: سایت pew reaserch center


کودکان افکار متفاوتی نسبت به برگسالان دارندو نظرشان درمورد همه چیز جالب و شنیدنی است به طوری که کنجکاو می شویم مانند او فکر کنیم، انگار دنیا از دید آن ها جذاب تر به نظر می رسد.

دراین مطلب با کودکی10ساله درباره ی چندین موضوع مثل زیبایی یا زشتی ومانند اینها و متضاد مصاحبه کردم. تعریف های مختلف و زیادی درمورد چیزهای پیرامون و حتی عقیده ها داشت.

ابتدا از او تعریفی از زیبایی و زشتی خواستم و اینگونه پرسیدم:" از نظر تو زیبایی یعنی چی و زیبایی رو توی چی می بینی؟" او در جواب گفت:" زیبایی یعنی همه چیز رو برات تزئین مثل تولد کنن و همه به یادت باشن،همه همه جا رو برات زیبا کنن چون همه زیبایی رو دوست دارن یا مهربونی کردن." بعد ازاین پرسیدم:"زشتی یعنی چی؟ گفت: زشتی رو هیچ کس دوست نداره،اگه کسی با یکی قهر کنه زشته یا ناراحتی زشته."

این تعریف ها از نظر یک کودک بسیار جالب است.حال اگر این پرسش ها را از یک دختر جوان بپرسیم در پاسخ ممکن است بگوید زیبابی در چهره آدم است و همینطور زشت بودن،آدم یاد عمل های زیبایی می افتد. یک شخص بزرگسال ممکن است زیبایی را در صلح و آرامش وشادی ببیند. بنابراین نظرات و دیدهای مختلفی وجود دارد.

بعدازآن درمورد خوبی و بدی پرسیدم:" خوبی یعنی چی یا خوبی کردن چی میتونه باشه؟ در جواب گفت:سعی کنیم به همه خوبی کنیم و کمک کنیم و  وسائل مونو به همدیگه بدیم اینا خوبی کردنه." در مورد بدی وکار بد پرسیدم و گفت:"بدی یک کار زشته و نباید به کسی بدی کنیم." کودکان بدی را با زشت بودن آن می شناسند.

نظرکودک را درباره ی خدا و شیطان پرسیدم و در جواب گفت:"خدا خیلی بزرگه و بالای آسموناست و خدا به مردم همه چیز داده ما باید ازاونا مراقبت کنیم تا خوشحال بشه.ولی به همه یک چیز نداده وهمه یک جور نیستن.خدا آفریننده ماست و میتونه معجزه کنه. شیطان همه رو فریب میده و ما نباید فریب اونو بخوریم اگه چون به جهنم میریم.

نظر او را در مورد زندگی و مرگ پرسیدم و اینگونه گفت که:"همه زندگی رو دوست دارن و از اون نمی ترسن ولی مردن(مرگ) یک چیز واقعیه و هیچ کس دوسش نداره و همه ازش میترسن."

همین کودکان روزی بزرگ شوند بالعکس می شود و بعضی ها از مرگ هیچ هراسی ندارند.

و در آخر مصاحبه درمورد گناه و ثواب از او پرسیدم و نظرش را اینگونه بیان کرد:"گناه کار بد است که خدا از اون بدش میاد وناراحت میشه مثل قهرکردن. ثواب چیزیه که به خاطر خدا انجام میدیم و خدا مارو میبره بهشت.

نظرات کودکان هم در مورد مباحث مختلف تفاوت دارد و دنیای آرمانی خود را دارند. شناخت دنیای کودکان به ما این امکان را می‌دهد تا بهتر بتوانیم با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم. بسیاری از ما تصور می‌کنیم کودکان درکی از دنیای پیرامون خود ندارند. واقعیت این است که کودک هر چند به چیستی‌ها، چرایی‌ها و چگونگی‌ها به اندازه بزرگسالان مسلط نباشد اما بینش خاص خود را به دنیا دارد. ممکن است کودک متوجه تفاوت نگاه دیگران با خودش نباشد اما این به معنای عدم درک جهان نیست بلکه فقط دنیا را از زاویه دید خود ادراک می‌کند. کودک با تحلیل رفتارها و ویژگی‌های دیگران آن‌ها را می‌شناسد و به یاد می‌آورد. کودک در نگاه به پدیده‌ها از دانسته‌های خود از وقایع پیشین کمک می‌گیرد و همان منطق را تعمیم می‌دهد. 

کودکان دنیایشان کمی متفاوت تر و حتی دلنشین تر است و یک بزرگسال افکار منطقی تری دارد.

 

 

 

 

 


کارل گوستاو یونگ (آلمانی: Carl Gustav Jung‎. زاده ۱۸۷۵ – درگذشته ۱۹۶۱) فیلسوف و روانپزشک اهل سوئیس بود که با فعالیتش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتی تحت عنوان رروانشناسی تحلیلی شناخته می‌شود. در این مطلب نگاهی به دین و روانشناسی دین از دیدگاه یونگ می اندازیم.

سیری در دین شناسی یونگ

یونگ در باب دین بیش از هر موضوع دیگری سخن گفته است. او اشاره میکند: دین یکی از قدیمیترین و عمومیترین تظاهرات روح انسانی است. بنابراین هرگونه روانشناسی که سر و کارش با ساختمان روانی شخصیت انسان باشد، دست کم نمیتواند این حقیقت را نادیده بگیرد، که دین تنها یک پدیدهی اجتماعی و تاریخی نیست، بلکه برای بسیاری از 1 افراد بشر حکم یک مسألهی مهم شخصی را دارد ». به باور یونگ دین دارای نیرویی برتر است که در همهی اعصار مردمان را بر آن داشته، به آنچه نااندیشیدنی است بیندیشند، بزرگترین رنجها را بر خود تحمیل کنند، تا به اهدافی که لازمهی کسب تقدس است نائل آیند. یونگ میگوید : دین همانقدر واقعی است که گرسنگی و ترس از مرگ، و میان فعالیتهای معنوی انسان از همه قویتر و اصیلتر است، هرچند که این همان کارکردی است که بر سر راهش، حتی بیش از مسألهی میل جنسی یا 2 مسألهی انطباق اجتماعی، مانع ایجاد کردهاند ». یونگ معتقد است دین یک رابطهی درونی با عالیترین و نیرومندترین ارزشها- خواه مثبت یا منفی- است. این رابطه میتواند ارادی یا غیرارادی باشد. به باور یونگ این واقعیت روانشناسانه نیرومندترین تأثیر را در عملکرد ما دارد. زیرا همواره عامل روانی شدید وجود 3 دارد تا آن را خدا بنامیم. یونگ مدعی است که انسان همواره به کمک دین نیازمند بوده است و کمک دین بدین ترتیب است که ناهشیار، روان آدمی را به مرتبهی آگاهی میرساند و سپس انسان را آزاد میگذارد تا به بهترین وجه ممکن بر آن فائق آید. یکی از تعابیر یونگ در تفسیر دین، اتصال به لایتناهی است که انسان را از محدودیتها و بیهودگیها نجات میبخشد: فقط اگر بدانیم که لایتناهی تنها موضوع مهم است، می- توانیم از محکم کردن علاقه خود به بیهودگی و انواع و اقسام هدفهایی که دارای اهمیت واقعی نیستند، حذر کنیم. اگر دریابیم و احساس کنیم که اینجا در این زندگی به لایتناهی ربطی داریم، امیال و حالات ما تغییر میکند ». مبتنی بر پژوهش تجربی است، میکوشد پدیدههای گوناگونی را که به انسان مربوطاند، از جمله دین را بر شیوههای علمی بررسی کند و از توسل به هرگونه ملاحظات فوق طبیعی بپرهیزد، به این وسیله او میخواهد بگوید که دین یک واقعیت روانشناسانه است: هر چند غالباً دربارهی من گفته شده است که فیلسوف هستم، ولی حقیقت این است که پیرو اصالت با این وجود، او خود را منکر مسائل 2 تجربهام. و از نظر پدیدهشناسی تبعیت میکنم ». متافیزیک نمیداند و اعتبار این ملاحظات را انکار نمیکند فقط مدعی است که صلاحیت 3 بررسی پدیدههای مابعدالطبیعی را ندارد. از دیگر ویژگیهای منحصر به فرد یونگ در میان سایر روانشناسان آشنایی نسبتاً خوب وی با متون ادیان دیگر به ویژه قرآن کریم است. برای نمونه، وی در کتاب چهار صورت ازلی، با توضیح و تحلیل سوره کهف ( هجدهمین سوره قرآن)، داستانهای مختلف را، در حتی در سفر خود به 4 حقیقت بیان نمادین صورت ازلی ولادت مجدد» در انسان میداند. آفریقا میگوید: به علت آگاهی من از قرآن کریم، مرا مؤمن به قرآن میخواندند. در ذهن آنها، من یکی از پیروان پنهانی محمد(ص) بودم.

اولین تجربه های دینداری یونگ

بارزترین تجربههای دینداری یونگ در سنین 11تا 17 سالگی است. او بعد از مکاشفات فراوان دینی که عنوان فیض الهی را برآنان نهاده بود، به یقین رسید که باید در مسیری گام نهاد که خدا میخواهد: من فهمیدم خدا قادر است آدمی را وادار کند تا از مقاصد خود یونگ یقین حاصل میکند 6 چشم بپوشد و به اجرای بی قید شرط فرمان الهی مم شود ». که در معرض فیض الهی قرار گرفته است و خدا را در خودش احساس میکند: همیشه احساس میکردم دو نفر هستم، پسر والدینم، که کمتر از دیگران با هوش، مقید، سخت کوش، محجوب و پاکیزه است و آن دیگری، بالغ و سالخوردهای شکاک و بدگمان و دور از جهان است، اما طبیعت او به زمین، به خورشید، به ماه، به هوا و به تمامی موجودات زنده و 1 بالاتر از همه به شب و رویاها و هر آنچه پروردگار مستقیماً در او نهاده نزدیک است ». او بارها به این موضوع اشاره میکند: آیا دیگران هم مثل من چنین تجربههایی دارند یا یونگ در این زمان آثار کانت، نیچه، گوته و شوپنهاور را مطالعه میکند و میفهمد غیر 2 نه ». از او نیز کسانی این دوگانگی را تجربه کردهاند، او این اصل تضاد و تعارض را به همه موجودات نسبت داد، بر این اساس، او جهان را خیر مطلق نمیبیند، بلکه بر هستی شر صحه میگذارد. او میگوید : تجربه روانشناختی نشان میدهد هر چه را که "خیر" مینامیم با"شر"ی همسان، تراز شده است .در نتیجه روانشناسی، بر واقعیت شر تأکید میکند و هر یونگ نتیجه میگیرد 3 تعریفی که شر را ناچیز و به واقع، ناموجود میشمرد، مردود میداند ». خدا میخواهد از این طریق او را متوجه وجه تاریک درونش که بعدها آن را سایه مینامد، بکند. او میگوید: من از این طریق متوجه وجه تاریک خود شدم زیرا او من را بر اساس ویژگیهای خودش آفریده است. یونگ وجه تاریک خدا را شیطان میداند و میگوید که ویژگی شر در خدا در وجودشیطان متجلی شده است.

تعریف دین از دیدگاه یونگ

 یونگ میگوید: دین، یک حالت خاص روح انسان است که میتوان آن را چنین تعریف کرد: حالت مراقبت، تذکر و توجه دقیق به بعضی عوامل مؤثر که بشر عنوان "قدرت قاهره" را به آنها اطلاق و آنها را به صورت ارواح، شیاطین، خدایان، قوانین، کهن الگو و کمال مطلوب مجسم میکند. بشر، در تجربهی خود به عواملی برخورده که آنها را یا آن قدر توانا و مساعد یافته که توجه دقیق به آنها را لازم بداند، یا آن قدر بزرگ، زیبا و پرمعنا یافته که بخواهد آنها را با خضوع بپرستد و دوست بدارد و بر این عوامل، نامهای گوناگون گذاشته است. در زبان انگلیسی وقتی میخواهند بگویند کسی به کاری از ته دل علاقه دارد، می گویند او به این کار تقریباً علاقه دینی دارد اصطلاح دین، معرِّف حالت خاص وجدانی است که بر اثر کیفیت قدسی و نورانی تغییر یافته است. هر مسلکی از یک طرف متکی به احساس کیفیت قدسی و نورانی و از طرف دیگر متکی به ایمان یعنی وفاداری و اعتقاد نسبت به تأثیر عوامل قدسی و نورانی و تغییراتی است که در وجدان انسان از آن تأثیر 1 حاصل میشود ». یونگ معتقد است برای انسان امروز، تنها شیوهی منحصر به فرد، شناخت دین از راههای ناهشیار است : برای درک مسائل دینی، امروز شاید برای ما راهی جز راه روانشناسی وجود نداشته باشد و به این دلیل است که من فکرهایی را که در جریان تاریخ صورت منجمد پیدا کردهاند، میگیرم و سعی میکنم آنها را دوباره ذوب کنم و در قالبهای تجربهی مستقیم بریزم. البته این کار مشکلی است که بخواهیم بین معتقدات دینی و تجربهی مستقیم صور ازلی روانشناسی، راه ارتباط و اتصالی پیدا کنیم، اما مطالعهی رمزهای طبیعی ناهشیار، 2 وسایل اولیهی این کار را به دست ما میدهد. 

کارکردهای دینداری

دین کارکردهای فراوانی دارد، اما در یک نگاه کلی میتوان گفت کارکردهای روانشناختی دین از دیدگاه یونگ عبارتنداز:                                           الف) معنا بخشیدن به حیات ب)سلامت روانی ج)جلوگیری از یأس و ناامیدی و بی هدفی در زندگی د)انسجام وتعادل شخصیت

نتیجه

یونگ با طرح نظریهی کهن الگوها، راهی فراتر از روشهای متداول علوم تجربی و عقلگرایی قرن نوزدهم اخذ میکند تا آسمان تنگ معرفت محدود به دو حد تجربهباوری و عقلگرایی را بشکافد و طرحی نو در اندازد. از نظر او تجربه دینی به هیچ یک از این دو حیطه متعلق نیست. برای شناخت خدا باید طریق دیگری غیر از آن چه در الهیات طبیعی متداول است، به میان آورد. بر این مبنا، عقلانیت باورهای دینی و حقانیت آنها تفسیر کاملاً نوینی مییابد، تفسیری که تأثیر آن را نزد بسیاری از متألهان جدید مسیحی نمیتوان انکار کرد. از سخنان یونگ پیرامون گرایش به دین و باور به خداوند میتوان نتیجه گرفت که یونگ مدافع دین است و فکر میکند تجربههای دینی به یک معنا واقعیاند و دین برای جامعه ضرورت دارد. او برای تمام ادیان ارزش واقعی قایل است و دین را پدیدهای شفابخش می- داند. از نظر یونگ، کهن الگوها قلمرو دین هستند و از راه رویاها نمایان میشوند . به عنوان نمونه: شیر، طلا و پادشاه، نماد خورشید هستند و خورشید نشان دهنده قدرت زندگی و سلامت است. در برخی ادیان ابتدایی، خورشید پرستش میشود و ما میتوانیم مشاهده کنیم که چرا خورشید یک موضوع کهن الگویی است. گفتههای یونگ در باره خداوند نیز ما را به این نتیجه میرساند که یونگ نسبت به موجودیت یک خدای برین لاادری است. هر گاه او از خدا سخن میگوید قاعدتاً منظورش تصویر خداست نه خداوندگار عالم. جملات یونگ بیانگر یک واقعیت است، یعنی فردی خاص، در این مورد خود یونگ، تجربه روانی خاصی را پشت سر گذاشته است و اینکه، این تجربه، خدای درون» است، 

منبع: سایت پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مقاله یونگ و روانشناسی دین، نویسندگان:باقری پوراشرف، عنوان نشریه:فلسفه تحلیلی (جستارهای فلسفی-پژوهش های فلسفی)، اطلاعات شماره:پاییز و زمستان 1389 , دوره  6 , شماره   ; از صفحه 155 تا صفحه 179

 


دیدگاه های روان شناسان مختلفی در مورد دین وجود دارد که من در این مطلب به دیدگاه فروید معروف اشاره میکنم.

فروید، باور به خدا را به عنوان پایه بیشتر ادیان، امرى توهّمى مى‌داند و معتقد است خدا، همان مفهوم پدر است که در ذهن آدمى تعالى یافته و بر اثر یادآورى ناتوانى دوران کودکى و توجه به نیازهاى همیشگى خود، بدان روى آورده است. او دین و دین‌دارى را در ردیف رفتارهاى روان رنجورانه، همچون وسواس به شمار مى‌آورد و بر آن است که با افزایش افق‌هاى علمى در زندگى انسان، سرانجام دین از صحنه حیات آدمى زدوده خواهد شد.

در نقد نگاه فروید به دین، باید گفت:

الف) فروید، بى‌دینى تمام‌عیار و بلکه ضد دین بود. بنابراین، نمى‌توان گفت که او توانسته است بدون سوگیرى درباره دین اظهار نظر کند.

ب) جهان‌بینى فروید درباره جهان هستى، مادى‌گرایى صرف است. این جهان‌بینى، با نظر اکثریت مردم و دانشمندان که در وراى ماده، به هستى برترى معتقدند، در تعارض است.

ج) برداشت فروید از خود» و نیز رویکرد او به دین و دین‌دارى، غیر از برداشت‌هاى خود فروید که برپایه داستان‌پردازى‌هاى غیرعلمى است، هیچ سند قابل اعتمادى ندارد.

د) از زمان نظریه‌پردازى فروید درباره ماهیت دین و دین‌دارى در میان مردم، بیش از صد سال مى‌گذرد. در این مدت، بى‌گمان شناخت آدمى درباره قواعد حاکم بر جهان فزونى یافته است و به باور برخى اندیشمندان، دست‌کم فن‌آورى گام‌هاى نهایى خود را برمى‌دارد، ولى برخلاف تصور فروید، از جریان‌ها و نهضت‌هاى دینى کاسته نشده است.

فروید و روان‌شناسى دین

فروید، خود را یهودى رها شده، شکاک و کاملاً بى‌دین مى‌دانست. او بى‌دینى معمولى نبود، بلکه از دین یا دست‌کم از باورهاى کاتولیک‌ها در فرایبرگ و وین تنفر داشت. او در پاسخ نامه رنه لافورگ که از او خواسته بود به دلیل هجوم نازى‌ها فرار کند، نوشت: دشمن واقعى، نازى‌ها نیستند، بلکه دشمن واقعى دین و کلیساى کاتولیک است».

مى‌توان گفت فروید نه‌تنها از سنت کاتولیک نفرت داشت، بلکه از اعمال دینى یهود نیز متنفّر بود. فروید با بى‌رغبتى، دعاهاى عبرى مراسم ازدواجش را فرا گرفت و پس از ازدواج نیز، با سنگدلى تمام، همسرش را از آموزه‌هاى یهودى باز داشت. فرزندانش نیز مجبور بودند به دور از هر گونه آموزش‌هاى تکالیف دین یهود، پرورش یابند؛ زیرا او تمامى شعائر دینى را از خانواده‌اش دور مى‌داشت.

وى دین را امورى روانى مى‌دانست که به خارج فرافکنى مى‌شود و حتى اسطوره‌هاى بهشت و هبوط انسان، خدا، خیر و شر و جاودانگى و غیره را به همین صورت تبیین مى‌کرد.

خدا در اندیشه فروید

لئوناردو داوینچى، پیش‌فرض اصلى فروید درباره روان‌شناسى دین است. داوینچى، خارج از یک ازدواج رسمى زاده شد و در چند سال اول زندگى‌اش پدر نداشت. به باور فروید، همین امر سبب شد که او از دین روى‌گردان شود و چون از تهدید حضور پدر در اوائل کودکى به دور بود، خود را از قید و بندهاى دین رها یابد.

پیش‌فرض فروید آن است که عمیق‌ترین ریشه‌هاى دین‌دارى، در عقده اُدیپ قرار دارد. خداى شخصى از نظر روان‌شناختى، چیزى نیست، جز همان مفهوم پدر که تعالى رتبه یافته است. از نگاه زیستى نیز، فرزند انسان بسیار ناتوان است و در نتیجه، به دیگران نیاز دارد. از این رو، وقتى در آینده درماندگى و ضعف خود را در مقابل عوامل قدرتمند زندگى درمى‌یابد، با واپس روى و احیاى دوباره نیروهایى که او را در کودکى حفظ مى‌کردند، مى‌کوشد تا شاید نومیدى خود را انکار کند. حسرت از پدر که همواره ریشه هر شکلى از دین را رقم مى‌زند، گرفتارى‌هاى ناشى از عقده ادیپ، از جمله احساس گناه و ترس را به صحنه مى‌آورد. تسلیم‌پذیرى ناشى از فرمان‌بردارى از قدرت مطلقِ پدر در دوران کودکى که به صورت منِ آرمانی» درون‌فکنى مى‌شود، به صورت خدا فرافکنى مى‌گردد.

خاستگاه‌هاى سنت‌هاى دینى

دین در ردیف اعمال روانْ رنجورانه

براى فروید این پرسش مطرح بود که خاستگاه دین در میان افراد با این گستردگى چیست؟ فروید در نخستین مقاله خود در این زمینه، به شباهت‌هاى ویژه‌اى میان آیین‌هاى نِوْروزى و مراسم دینى اشاره مى‌کند. او مى‌گوید هر دو دسته این اعمال، با دقت موشکافانه در امور جزئى انجام مى‌پذیرند؛ تحمل هیچ وقفه‌اى را ندارند و بى‌توجهى به آنها به نگرانى و احساس گناه مى‌انجامد. البته مناسک دینى بر خلاف مراسم نوروزى، هماهنگ با دیگر افراد جامعه انجام مى‌شوند. همچنین مراسم دینى در تمام جزئیات پرمعنا و هدف‌مند هستند؛ در حالى‌که اعمال نوروزى کاملاً غیر منطقى و بى‌معنا به نظر مى‌رسند. البته به نظر فروید، نوع عبادت‌کنندگان به اهمیت اعمال خود بسیار کم‌توجه‌اند و چه بسا این افراد نیز از انگیزه‌هاى رفتارهاى آیینى‌شان بى‌خبر باشند.

فروید از فعالیت‌هاى بالینى خود به این نتیجه رسید که آیین‌هاى نوروزى اجبارى، بر اثر فشار برخى تکانه‌هاى جنسى پدید مى‌آیند. رفتارهاى آیینى، تا حدودى در دفاع از وسوسه‌هایى پدید مى‌آیند که افراد را به ارتکاب رفتارهاى ممنوع وامى‌دارند. افزون بر این، این اعمال به منزله حفاظى در مقابل بدشانسى احتمالى هستند که روانْ رنجور، با ترس انتظار آن را مى‌کشد. اعمال وسواسى نیز، گونه‌اى مصالحه هستند. در نتیجه، این اعمال تا اندازه‌اى لذتى را که براى جلوگیرى از آن طراحى شده‌اند، فراهم مى‌آورند. به باور فروید، شکل‌گیرى دین نیز به ظاهر بر پایه سرکوب و بیزارى جستن از برخى تکانه‌ها تحقق مى‌یابد، ولى در اینجا تکانه‌هاى کنار گذاشته شده، تنها تکانه‌هاى جنسى نیستند، بلکه افزون بر آنها، مجموعه‌اى از تکانه‌هاى خودخواهانه را دربرمى‌گیرند که از نظر اجتماعى براى فرد زیان‌آورند.

ریشه مردانه دین در دیدگاه فروید

فروید، آشکارا روان‌شناسى دین را بر واکنش‌هاى مردانه متمرکز مى‌کند؛ به اعتقاد فروید، تنها رابطه دوگانه جنس مذکر با پدر در دوران کودکى فرد و نژاد او، محور دین را تشکیل مى‌دهد. حتى همه مطالعات موردى فروید به غیر از یک مورد از جنس مذکر بودند. او جز مقاله‌اى کوتاه درباره پیوستگى نیایش الهه دایانا با نیایش حضرت مریم و اشاره‌هاى دیگر به الهه‌هاى مادر، چیز دیگرى درباره جنس مؤنث ارائه نکرده است. البته از گفتار فروید برمى‌آید که او به اصل چندعاملى بودن دین متعهد بوده و امرى پیچیده مانند دین را به یک عامل نسبت نمى‌داده است. به باور فروید وظیفه روان‌تحلیل‌گرى تنها آن است که بر یک علت خاص پافشارى مى‌کند. در واقع، او با این بیان منکر مى‌شود که چنین علت خاصى تنها علت یا حتى مهم‌ترین علت در میان علت‌ها باشد. در هر صورت، فروید بر عقده ادیپ مردانه تأکید مى‌کند و مى‌نویسد: به نظر مى‌رسد جنس مرد در اکتساب دین، اخلاق و درک اجتماعى، نقش رهبرى را بر عهده داشته است و ن، این امور را از مردان به ارث برده‌اند».

خلاصه تحلیل فروید از دین

تحلیل فروید از دین، سه جنبه دارد: 1. عقده ادیپ که سازه بنیادین او در تبیین دین است؛ 2. پدیده‌هاى ویژه دینى مانند مراسم انسان‌هاى اولیه و شکل‌گیرى سنت یهود؛ 3. نگرش منفى او به دین.

ولف و فروید

دیوید ولف، پس از نقل دیدگاه فروید به بررسى آنها مى‌پردازد. او ایرادهاى اساسى بر دیدگاه فروید وارد مى‌کند که هر کدام از آنها مى‌تواند ناکارآمدى دیدگاه او را به اثبات برساند. در ادامه، ایرادهاى وى را مى‌آوریم و سپس نظر خود را به عنوان تکمیل کننده بحث نقل مى‌کنیم. ولف در مجموع، به ده نکته در نقد سخنان فروید اشاره کرده است:

1. نشئت‌گیرى از فضاى فرهنگى خاص؛2. سرگردانى دیدگاه فروید میان علم و روشى تفسیرى (هرمنوتیک) که هر کدام طرفداران خود را دارد؛ 3. آیا به راستى دین از آرزوى برخوردار شدن از حفاظت پدر ناشى مى‌شود. ولف با نقل برخى پژوهش‌ها این نظریه را انکار مى‌کند؛ هرچند بعضى دیدگاه‌هاى تأییدکننده را مى‌آورد که ما در ادامه درباره آن سخن خواهیم گفت؛ 4. این ادعاى فروید که مردان را منشأ دین‌دارى مردم مى‌داند، امرى اثبات‌ناپذیر، بلکه نادرست است؛ 5. پژوهش‌ها، این ادعاى فروید را که دین به روان‌رنجورى شباهت دارد، تأیید نکرده‌اند؛ 6.اعتماد فروید بر حدس و گمان‌هاى مردم شناسانه و تاریخی؛ 7. تکیه بر فرض‌هاى کلى و اعتمادناپذیر؛ 8.بى‌توجهى به پدیدارشناسى و تاریخ دین؛ 9. یک‌پارچه دانستن تمام ادیان و توهمى پنداشتن آنها؛ 10.بى‌توجهى به آراى مخالفان و پافشارى بیش از اندازه بر دیدگاه شخصی.

توهم مخاطره‌آمیز بودن آینده دینى

فروید، با این فرض که دین از خطاهاى شناختى آدمى برخاسته است و توهمى بیش نیست، مى‌پنداشت که دین در آینده نزدیک، چونان پندارى از زندگى آدمیان رخت برخواهد بست؛ در حالى که دین اصیل‌ترین برنامه در زندگى آدمى، و دین‌دارى، پایدارترین رفتار افراد انسانى است. از همین رو، دین‌باورانى مانند اسکار فیستر، اندیشه‌هاى فروید را پندارهایى مى‌دانند که با نگاهى کینه‌توزانه به دین بیان شده است. گذشت زمان نیز همین واقعیت را نشان مى‌دهد. در قرن بیستم، یعنى درست صد سال پس از سخنان فروید، بزرگ‌ترین انقلاب‌ها، نظام‌ها و چالش‌ها به نام دین برپا شده‌اند.

جهان هستى با دقتى تصور ناشدنى براى افراد عادى، هدف‌مند است. خداوند، هدف خود را در قالب برنامه‌اى کاملاً علمى به نام دین، به بشر اعلام کرده است هرچند تاکنون بسیارى از این قواعد علمى کشف نشده‌اند.

هنوز آدمیان با سرشت دین‌خواه و دین‌مدار خود از پى آن مى‌روند. بنابراین، نه تنها زندگى آدمیان به تدریج از دین و دین‌دارى فاصله نمى‌گیرد، بلکه در گذر زمان با رشد فکرى آدمیان به دقیق‌ترین، کارآمدترین و مناسب‌ترین دین از میان ادیان روى مى‌آورند؛ هرچند زمانى طولانى براى رسیدن به این سپیده‌دمان تاریخ و حیات طیبه لازم باشد. در قرآن مى‌خوانیم:                                         (توبه: 33؛ صف: 9)؛ او خدایى است که پیامبرش را به همراه هدایت و دین حق، در میان مردم فرستاد و این دین را بر تمام دین‌ها پیروز خواهد گردانید؛ هرچند مشرکان مخالف و ناراضى باشند.

منبع: سایت نشریات،روانشناسی و دین|کتاب فروید و اصول روان کاوی،ویتل جونز،ترجمه هاشم رضی،انتشارات کاوه


دین و رفتار نوع دوستانه:شواهدی از یک مطالعه آزمایشگاهی

این مطالعه به بررسی اثر برجسته سازی دین بر رفتار جامعه گرا پرداخته است.52آزمودنی که خدارا باور دارندازمیان دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به صورت تصادفی دردوگروه کنترل وآزمایش قرارگرفتندوبعداز پیشزمینه سازی(تسهیل)دینی به آنهافرصت کمک به یک موسسه خیریه داده شد.در ادامه توضیح کامل این آزمایش را میخوانیم.

رفتارجامعه گرا طیف وسیعی از رفتارها ازکمک کردن و تسلی بخشی تاهمکاری وبخشش رادربرمیگیردو بدین معنی است که فردی به نفع دیگری عملی انجام میدهدکه برای خودش هزینه هایی به همراه دارد.وقتی افراد با موقعیت هایی روبه رو میشوندکه میتوانندرفتارهای جامعه گرا ازخود بروزدهند معمولا به شیوه های مختلف واکنش نشان میدهند.درحالیکه برخی به راحتی رفتارهای جامعه گرا ازخود نشان میدهند برخی دیگر به ندرت به این صورت باسخ میدهند.لذا در روانشناسی عوامل انگیزشی بروز رفتار جامعه گرا مکررا مورد مطالعه قرارگرفته است.برخی معتقدند که دین به رفتارهای جامعه گرا کمک میکند.برای رفع این مسئله روش تسهیل دینی در قالب طرح های آزمایشی به کار گرفته شد.

مطالعاتی که سعی در بررسی رفتار نوع دوستانه داشته اندعموما رفتار بخشش را در بازی های اقتصادی نظیر بازی دیکتاتور سنجیده اند.

روش پژوهش

مرحله بیش آزمون: ابتدا 60نماد پرکاربرد درایران را استخراج کردیم و در یک نمونه 290نفری به صورت آنلاین مورد نظرسنجی قراردادیم.بعداز انتخاب تاثیرگزارترین نمادایرانی محتوای آن نماد از تصویر بیرون کشیده شد و در قالب متن در مرحله آزمایش اصلی به شرکت کنندگان ارائه شد.

مطالعه پیش زمینه سازی 

آزمودنی ها: دو ماه قبل از شروع آزمایش یک فراخوان آنلاین درفضای مجازی منتشر شد.شرکت کنندگان برای حضور درمطالعه یک فرم آنلاین را بر کردند. از میان 314 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف 150نفر خود را خداباور معرفی کردند و ازمیان آنها 80نفر در یک مقیاس لیکرت(1=اصلا مقیدنیستم تا7=کاملا مقیدهستم) به تقید خود نسبت به رفتارهای مذهبی نمره4 به بالاداده بودند.از میان این 80نفر 52نفر به صورت تصادفی انتخاب شدندو در2گروه آزمایش وکنترل قرار گرفتند.

روش کلی آزمایش: شرکت کنندگان به صورت انفرادی به دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف دعوت شدندو بعداز انتخاب دلخواه یک باکت نامه (شامل 15هزارتومان بول نقد یک رسید دریافت بول ویک کد کاربری به سایت) به اتاق آزمایش هدایت شدند.هر شرکت کننده بعداز باسخ به سوالات برسشنامه بافرصت کمک به موسسه خیریه محک روبه رو میشد و بعداز تصمیم درباره کمک کردن یا نکردن به اتاق اول مراجعه میکرد.در اتاق اول نیز به مجموعه ای از سوالات به صورت کاغذ-قلمی باسخ میداد.دراین مرحله از آزمودنی برای شرکت در آزمایش قدردانی میشدو آزمایش خاتمه میافت.بعدازآن آزمایشگر به اتاق دوم مراجعه و ومبلغ کمک هرآزمودنی به موسسه خیریه را یادداشت وچنانچه بولی در صندوق ریخته شده بود از صندوق خارج میکرد.

ابزارهای پژوهش:در مرحله برسشنامه آنلاین هر شرکت کننده چندین مرحله را میگذراند:

1)باسخ به چندسوال جمعیت شناختی وچندسوال از برسشنامه نئو. 2)ازهرشرکت کننده درخواست شدبه منظور سنجش دقت شنوایی دردومرتبه مختلف به یک صوت(همراه بایک متن)گوش کرده وهرجا که صدای"بیب"شنیده بود آنرایادداشت کند:صوت ومتن اول درهردوگروه یکسان بود (یک صوت ومتن خنثی)وصرفا برای آشنایی شرکت کنندگان با روندکار طراحی شده بوداما صوت و متن دوم متناسب باگروه آزمایش تغییرکرده بود(مثلا صدای بس زمینه قرائت قرآن توسط محمدرضاشجریان(گروه آزمایش1) باصدای همهمه دریک کافه(گروه کنترل) ویک صدای قالب(متن انتخاب شده درمرحله بیش آزمون توسط یک راوی خوانده میشدو همزمان برروی صفحه مانیتور به شرکت کنندگان نمایش داده میشد) بود. مدت زمان بخش هردو صوت حدود2دقیقه بودو از زمان شروع تا بایان هرصوت 5صدای بیب شنیده میشد. برای آسان تر شدن تکلیف حاضرصوت بخش شده(صدای قالب) به صورت متن نیزبرای هر شرکت کننده نمایش داده شد.  3)روبه روشدن بابیام فرصت کمک به موسسه خیریه محک  4)بازگشت به اتاق اول وباسخ به سه سوال برای بررسی گرایش دینی و سه سوال برای بررسی آگاهی شرکت کنندگان از شرایط آزمایشی  5)قدردانی از شرکت کنندگان

یافته های پژوهش

مشکوک شدن به هدف واقعی آزمایش

نتایج بدست آمده ازسوالات باز-باسخ نشان دادند که هیچکدام از شرکت کنندگان به شرایط آزمایشی مشکوک نشدند اما دونفر کمک به خیریه را جزئی از مراحل آزمایش میدانستند که از تحلیل کنار گزاشته شدند.

تاثیر پیش زمینه سازی دینی

از مجموع 50نفر شرکت کننده که هدف آزمایش را متوجه نشده بودند %48 زن و %52 مرد بودند.به صورت میانگین سن شرکت کنندگان 22سال در بازه ای از تا 32سال بود.شرکت کنندگانی که در گروه کنترل قرار داشتند به صورت میانگین 1400تومان کمک کردند که ازاین میان %84 از آنها مبلغ 1000 یا صفر بوده است.میانگین کمک درگروه آزمایش 2800تومان بیشتراز گروه کنترل بوده که به لحاظ آماری وبااستفاده از آزمون نابرامتریک من ویتنی نیز معنادار است.ازمون من ویتنی به دلیل عدم تایید بیش فرض نرمال بئدن توزیع استفاده شد.

مقایسه شرکت کنندگانی که درگروه کنترل وآزمایش قراردارند نشان میدهد که اکثر شرکت کنندگان گروه کنترل خودخواهانه رفتار کرده اند(84% 1000تومان یاکمتر کمک کرده اند). درحالیکه همین مقدار درگروه آزمایش 32% بوده و نشان دهنده ی رفتار بخشندگی است توزیع فراوانی در دو گروه ازمایش و کنترل نیز به خوبی این تفاوت را نشان می دهد.

بحث و نتیجه گیری

مطالعه حاضر اولین مطالعه ای است که در بافت و فرهنگ ایرانی به روشی آزمایشی سعی در بررسی تاثیر دین بر رفتار بخشش دارد.بدین منظور سعی شد تا شرایط آزمایشی هرچه بیشتر مانند شرایط واقعی شبیه سازی وایرادات مطالعات پیشین برطرف شود. تمرکر بریک سناریو واقعی توجه به بحث اثر مالکیت توجه به احساس فرد از مسئله ناشناس باقی ماندن تغییر روش تحلیل داده هاو استفاده از یک تکلیف خلاقانه جدید از جمله موضوعاتی است که در مطالعه حاظر مورد توجه قرار گرفت. در این مطالعه آزمودنی های گروه آزمایش پس از شنیدن صوت قرائت قرآن در پیش زمینه دو درعین حال شنیدن صدای فردی که درباره ماه رمضان و ارج وقرب این ماه از نگاه مسلمانان صحبت می کند بافرصت کمک به یک خیریه معتبر روبه رو شدند. تحلیل داده ها نشان می دهد که مبلغ کمک شده در گروه کنترل وآزمایش به صورت معناداری متفاوت است.بنابراین هم راستا با این مطالعات انجام شده (مانند شریف و نوررانزیان2007.احمدوسالاس.2011) در این مطالعه نیز تفاوتی معنادار در رفتار با بخشندگی با برجسته سازی دین مشاهده شد.

همچنین لازم به ذکر است برای فعال سازی مفهوم دین از صوت و متنی استفاده شد که به نظر میرسد یکی از اثرگذارترین مفاهیم از نگاه مسلمانان در ایران است.به همین جهت اینگونه به نظر می رسد که فعال سازی شناختی وهیجانی از مهم ترین ملاک های تعیین کننده برای اثرگذاری بر رفتار است. با این وجود از آنجاکه در این مطالعه از تکالیفی با سطح برانگیختگی کمتر استفاده نشده است گزاره ما در حد یک حدس و گمان باقی میماند که میتواند در مطالعات بعدی مورد بررسی قرار گیرد.

منابع: سایت ensani.ir (تاریخ مراجعه 24 آبان 99)

پژوهش های نوین روانشناختی سال چهاردهم پاییز1398 شماره 54/2 ویژه نامه اولین کنگره دوسالانه تازه های روانشناسی و علوم رفتاری دانشگاه تبریز» نویسندگان: زهرا |مجید محمودعلیلو|عباس بخشی پور رودسری|سیدفرشادفاطمی|مهدی فیضی.

 


فصل سوم کتاب روانشناسی دین بر اساس رویکرد تجربی اسپیلکا در مورد دین و زیست شناسی است.قسمتی از مطالب آن که به موضوع مشکلات ازدواج با خویشاوندان در میان یهودیان اشاره کرده مورد توجه من قرار گرفت که هنوز هم این در میان مردم دیده می شود. برخی عقیده دارند که اینگونه ازدواج مشکلی ندارد اما بسیاری می گویند که مشکلات ژنتیکی را در آینده برای فرزندانشان در بردارد.

تاریخ یهود در 2000سال گذشته تا حدّ زیادی حکایت تبعیض بر ضد آنان و جدایی خودخواسته از همسایه های مسیحی شان بوده است.مدتها قبل از ظهور عیسی عبریان قدیم خود را از سایر مردمانی که کنار آنهادر خاور نزدیک ومیانه می زیستند بشدّت متمایز میکردند.این شیوه در عصر مسیحیت هم ادامه یافت تا اینکه جداسازی سهودیان(ومحدودکردن آنهابه زندگی)در جوتمع خودشان سرانجام در قرون وسطی با ایجاد گتو حالت رسمی یافت.بر عکس تصور عمومی گتو را خود یهودی ها تاسیس کردند نهمقامات مسیحی.از نظر اجرایی گتو اداره ای بود برای تسلط اجتماعی.ی واقتصادی که افتراق یهود را از غیریهود میسّر میکرد.خلاصه آنکه انزوای ظاهری یهود درطول هزاران سال فرصتی فراخ برای ظهور جهش های ژنتیک فراهم آورد. بسیاری از گروه های مذهبی به لحاظ میزان نسبتابالای ازدواج های خویشاوندی که احتمالا با بیدایش واستمرار نقص های ژنتیک همراه است سابقه ای طولانی دارند.از این جمله اند امیش ها.هتریت هاودیگرجماعت های مذهبی ومحافظه کار نسبتامنزوی.چون این گروه ها ازجریان اصلی جامعه دورند دستیابی به داده های بزشکی معتبردرموردبهداشت اعضای آنهامعمولا دشواراست.وضعیت یهودی هاکاملا فرق داردقبل ازجنگ جهانی دوم نرخ ازدواج یهودیان بایکدیگر کمتر از%5بود.در1970حدود32درصداز یهودیان بایکدیگر ازدواج میکردند.درسالهای متاخرتر میزان وقوع چنین ازدواج هایی 40تا50درصد گزارش شده است.توجه یهودیان به این مسائل به تاسیسبنیاد ملّی بیماری های ژنتیک یهودیان»انجامیده است.این بنیاد یک سازمان بهداشتی و بژوهشی داوطلبانه وغیرانتفاعی است که اطلاعات مربوط به بژوهش.مراقبت ومنابع را برای کسانی گردآوری وفراهم میکند که به بیماری های ژنتیکی توجه دارند که یهودیان مستعدّ آنهایند یا خود به آنها مبتلایند.

 


در سایت خبرگزاری تسنیم به موضوعاتی در مورد دین اشاره شده است.در قسمتی از یک خبر که در ادامه مطلب می آورم در مورد تاسیس رشته روانشناسی دین گفته شده است.

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری تسنیم به نقل از دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، صد و سیزدهمین جلسه شورای تخصصی ارتقاء و تحول علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد.

در ابتدای این جلسه با رأی اعضای شورا مهناز توکلی عضو گروه عرفان اسلامی دانشگاه شهید بهشتی، به عضویت کارگروه مطالعات ن شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی انتخاب شد.

در ادامه جلسه، گزارش کارگروه روانشناسی پیرامون تأسیس رشته روانشناسی دین در مقطع کارشناسی ارشد ارائه شد.

در این گزارش با اشاره به اشتراکات روانشناسی دین با روانشناسی و دین‌شناسی در تشریح اهداف این گرایش، نقد و بررسی نظریات رایج روانشناسی دین و تبیین نظریه اسلام در این بخش مورد اشاره قرار گرفته است.

پس از آن اعضا به بیان نظرات و پیشنهادهای خود پرداختند. تبیین دقیق تفاوت روانشناسی دین و روانشناسی دینی، وم نظریه پردازی در این زمینه به منظور پاسخگویی به نظریات مطرح در این حوزه، جدی‌تر گرفته شدن مبحث انسان‌شناسی دینی، دقت در ارائه سرفصل‌های گرایش مزبور و حفظ جنبه نقادی در این سرفصل‌ها، تربیت استاد توانمند و مسلط به مبانی موضوع به منظور تدریس بهینه این گرایش، ترسیم ارتباط بین روانشناسی دین و روانشناسی دینداران، عدم اختلاط عنوان گرایش‌ها و سرفصل‌های ذیل گرایش، تقدم روانشناسی اسلامی بر روانشناسی دین، توجه به خاستگاه روانشناسی دین غربی و ابتناء این شاخه از روانشناسی بر مسیحیت و ارتباط میان روانشناسی دین و کلام جدید از جمله این پیشنهادات بود.

دکتر مخبر دزفولی هم در این جلسه طی سخنانی گفت: آنچه که مشاهده می‌شود، وم تولید ادبیات و گفتمان پیرامون موضوع مهم و حساس روانشناسی دین است و متأسفانه در این زمینه ضعف جدی داریم.

وی افزود: به نظر می‌رسد روانشناسی دین» اولویت اصلی برای تلاش در مسیر تحول و ارتقاء علوم انسانی نیست و  مباحثی مانند روانشناسی خانواده» باید در اولویت قرار بگیرند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: لازم است برنامه درسی با توجه به نظرات ارائه شده، اصلاح و ویرایش شود.

منبع: سایت خبرگذاری تسنیم


در خبرگزاری ایکنا مواردی از دین و جایگاه دین در زندگی انسان آورده شده بود که این خبر برای من جالب توجه قرار گرفت:

گروه سلامت: عضو شورای عالی حوزه‎های علمیه، ضمن تشریح جایگاه معنویت در سلامت، عنوان کرد: جدا کردن انسان از معنویت در واقع جداکردن انسان از خود است و اگر این معنویت نباشد انسان به سلامت واقعی خود نمی‎رسد.
به گزارش خبرگزاری بین‎المللی قرآن(ایکنا)، آیت‎الله غروی عضو شورای عالی حوزه‎های علمیه پیش از ظهر امروز ۱۵ دی ماه، در همایش سلامت معنوی که در تالار همایش‎های دفتر تبلیغات اسلامی برگزار شد، گفت: نیاز خاصی نبود که در متون مابه معنی و اصطلاح معنویت پرداخته شود زیرا اصل دین در پرتو اعتقاد به خدا و دین محقق می‎شود.
 
وی افزود: لازمه معبود بودن خدا، ربوبیت و خالقیت خداست و غیر از خدا شخص دیگری معبود نیست؛ به دنبال این مسئله وقتی که خالق و رب ما خداوند بود و انسان نیز برای وصل به حضرت حق آمده است باید روابط خود را در مسیر قرب الهی هدفمند کند.
 
وی گفت: فلاح و رستگاری در این مسیر شکل می‎گیرد و در این مسیر نیز سلامت در نظر گرفته شده است؛ بزرگان ما معنویت را بیشتر با رویکرد اعتقاد به خدا و تجارب الهی بندگان مطرح کرده‌اند.

منبع: سایت خبرگذاری ایکنا


مکتب روانشناسی دین فرانسه یکی از چهار مکتب اصلی رولنشناسی دین در جهان است در ادامه مطالب به این مکتب و برخی روانشناسان آن میبردازم.

سنت فرانسوی که نمایندگان آن در اغاز قرن بیستم بیرژانه.تئودل ریبو و تئودورفلورنوئا بودند بیشتر به آسیب شناس دین یعنی بررسی تاثیرات منفی آن بر سلامت روان افراد گرایش داشت.

1. 1.بیرژانه(59-1947)

بیرژانه شناخنه شده ترین فردی است که از بین همکاران و شارگردان شارکو در روانشناسی دین کار کرد.و در مورد بژوهش هایش درباره ی حات های استثنایی دین بسیار شناخته شده است.

مشهورترین مطالعه ی ژانه مربوط به بیماری است به نام "مادلین"که بین سال های 96تا1904 در کلینیک بستری بودوبه مدت چهارسال بعدازآن هم هر روز با اومکاتبه داشت.

2. ژرژ برژه

ژرژ مدتها تنها شخصی بود که در روانشناسی دین به مقام استادی رسید.او حامی الهیات علمی بود.اصلی که او مطرح کرد اصل "توازی دین و روانشناسی" بود.

3. ژان بیاژه

بیاژه هیچوقت در وجود خدا شک نکرد اما دلایل اثبات آنرا ضعیف می دانست.روانشناسی به تنهایی نمی تواند درباره ی ارزش های دینی داوری کند اما میتواند ارزیابی کند که آیااستنتاج ارزش خاصی از یک تجربه با قوانین منطق سازگاری دارد یا نه.

منبع:حوزه

 


در این مطلب میخواهم به موضوع دین در آلمان و برخی روانشناسان آلمانی اشاره کنم.

در آلمان رشته ی روانشناسی دین مورد بحث فیلسوفان و عالمان الهیات بود.مثلا شلایر ماخر برایش روانشناسی در مقایسه با الهیات امری درجه دو بود. با شروع قرن بیستم و ترجمه ی آثار مکتب کلارک روانشناسی دین در آلمان رشد جدی ای بیدا کرد.

1. ویلهلم وونت(32-1920)

وونت بنیان گذار روانشناسی تجربی بود. او درصدد بود دین را از طریق بازسازی گذشته بعید آن و تحولات بعدی تبیین کند که در حوادث ذهنی ابتدایی و غیر دینی ریشه دارد.

دین عبارت از این احساس است که دنیای ما بخشی از دنیای بزرگ تر و فوق طبیعی است که در آن اهداف والاتر انسانی به ثمر می نشیند و تحقق می یابد.

2. فروید(56-1939)

فروید و یونگ نقش زیادی در مباحث روانشناسی دین دارند. فروید دین را "توهم" و "نورز جهان شمول" و "مخدر" می نامید و امیدوار بود نوع بشر بتواند بر آن چیره شود. فروید به تحقیق درباره ی رفتار دینی علاقمند بود. او چهار کتاب عمده روانشناسی دین نوشت و منتقدان دین او را بشتوانه ی بهتری برای اعتراض های خود می دانند.

3. یونگ و آدلر

یونگ و آدلر به دلیل توجه جدی به روانشناسی بدیدارهای دینی ممتاز هستند. ارزیابی مثبت این دو از دین به عنوان نمایانگر ابعاد روح به نحو ژرف تر و جامع تر از سائق جنسی که فروید محور روح بشر می انگاشت نقطه ی جدایی آن ها از فروید شد.

4. اریکسون

او برجسته ترین شاگرد فروید بود. نظریه ی مراحلش در مسیر زندگی ارزیابی مثبت تری از نقش دین در سلامت روانی به دست می دهد.

5. ویکتور فرانکل

او به دلیل "معنی درمانی" که رویکرد و رهیافت دینی دارد بسیار برجسته است.اثر او در این باره انسان در جستجوی معناواست.کسانی که روانشناسی را همسو و مددرسان اهداف دین رسمی می انگارند با شور و شوق زیاد از نطریه ی فرانکل استقبال می کنند.

منبع: سایت حوزه

 


تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

شبکه گردشگری ، تفریحی ، خبری تبلیغات در گوگل روی لـــانه ی بنفش king-movie حسابداری کیسه راشل ، توری بسته بندی کتاب کیک ساز ترساز فنی و حرفه ای مراقبت های بهداشت دهان و دندان مشهد2رپ همیار طلبه